سلام
سر از کار این بنده های خدا درآوردن هم کار شاقی محسوب میشه و باصطلاح اهل کار حق سختی کار می خواهد!
من یه آدم ۲۳ ساله ام ذهنتون را با من بیارین به ۱۰ سال پیش زمانی که تازه زمزمه های حظور کامپیوتر به صورت گسترده و اجتماعی اون در حال شکل گیری بود.هنوز مرحله گذار به پنتیوم ۳ شروع شده بود.عموما کسی از کامپیوتر سر در نمی آورد و اصطلاحا ۲زاریش کج بود.
اما کم کمک پدیده ای به نام کامپیوتر جاش و تو خونه ها باز کرد و اصلا شد جزئی از جهیزیه ی عروس!
آره مردمی که تا چند سال پیش به کامپیوتر به عنوان پدبده ای مشابه دستگاه پخش ویدئو نگاه میکردن جوری به اون دلبسته شدن که از نون شبشون میزدن واسه اینکه بتونن پنتیوم سیستم خونه گیشون را بالا و بالاتر ببرن ۳ بعد ۴ بعد... .
آره اون مردمی که عموما ساده زیست بودن در گذر این تکنولوژی چشمی(چشم و هم چشمی) کارشون به جایی رسیده که جدیدترین تکنولوژی را استفاده می کنند غافل از اینکه این مدل جدید از این وسیله چه نیازی را برطرف میکنه واصلا اونا به این رفع نیاز نیاز داشته اند یا نه.
تا بعد
یاعلی
سلام
اول هر کار با نام خدا آغاز کردن باعث ابتر نماندن کارهاست پس به نام خدا.
میدونید راستش با خودم حساب کردم دیدم از وقتی ۲زاریم افتاد (آخه متولد دهه ی ۶۰ هستم و اون وقت هام تلفن سکه ای هم کم بود هم هنوزم ۲زاری قبول می کرد!) آره از وقتی ۲زاریم افتاد دیم دور تا دورم همه مسلمان زاده هستند و تو مدارسی درس خوندم که از صدقه سری مردان با غیرت اون روزگاران به اسم مدارس شاهد شناخته میشد. بله بالطبع بزرگ شدن تو همچین محیطی آداب مسلمانی را از اطرافیان به ارث بردم و شدم یه بچه مسلمان تو تیر و طایفه شیعه ها.خوب تا اینجاش که دم خدا گرم.بعد این مراحل هم تو زندگی با کسانی نشست و برخواست داشتم که اونام این آداب و رسوم را رعایت می کردن. القصه تو حساب کتابام دیدم که خدا این همه به من لطف کرده که شمردنش تو فضای زمان و مکان محدود ما انسان ها نه تمام میشه و نه به جایی می رسد که درخور باشه و بعدشم حالا اومدیم و شمردیم و تعدادشم دستمون اومد اونوقت شکرش میمونه که به قولی از دست و زبان که براید کز عهده ی شکرش به در آید.
بعد همه این حرف ها هیچی پیدا نکردم که به استناد اون به خودم بگم آره فردایی جلو رو خدا میگرم دستم و میگم آخدا ما که نتونستیم کاری درخور شکر نعمت هات بکنیم و لی این کار حداقلی بود که از دست عقل ضعیف و اراده کوچک و انگشت های لاغر و نحیف ما برومده خدا پس بیا و خدایی کن و بزرگی کن و از ما قبول کن.
حالا اصل مطلب اینکه یه ۱۴۰۰ سال پیش بازم از صدقه سری کرم و لطف خدا به بنده هاش یه پیامبری اومد که گل سرسبد همه ی مخلوقات بشر تا اونروز و بعدش تا پایان خلقت بود و هست و اینکه چقدر سختی کشید تا حالی این خلایق زبون نفهم کنه که ایهاالناس راه اینه چاه اینه و آخرشم بی انصافا هنوز رطوبت کفنش خشک نشده بود زدن زیر هرچی یاد گرفته بودن و با کله رفتن ته چاه. ولی از اون جایی که قربونش برم خدا کاراش حساب و کتاب داره تو اوج مظلومیت
او لین اسلام آورنده و فرزندانش تا این آخری همین آقای خودمون حجت ابن الحسن این کتاب قانون که توش راه و چاه نشون داده بدون تحریف و کم و زیاد شدن رسیده و هیشکی تو اون حد و اندازه ها نبوده که بتونه جلوش دربیاد و اصلا بتونه نظری خلاف محتویاتش بده.
سرجمع اینکه آقا بی انصافیه که نتونیم یه کار تو اندازه ای که ازمون بر بیاد برا این دین و مکتب و آیین انجام بدیم که بعدها بهش افتخار کنیم.
بازم میام
یاعلی







